من+لبخند=خداوند
خدا همین جا در خانه است ، این ما هستیم که برای قدم زدن بیرون رفته ایم.
کار من این نیست که به خودم فکر کنم. کار من این است که به خدا فکر کنم. خدا خودش به من فکر می کند.
شکیبایی با دیگران ، عشق است ، شکیبایی با خود ، امید است ، شکیبایی با خدا ، ایمان است.
بعضی از بزرگترین هدایای خداوند ، دعاهای بی جواب است.
زندگی هدیه خداست به تو. طرز زندگی کردن تو ، هدیه توست به خدا.
خدا ما را به اشکال مختلف هدایت می کند ، ما می دانیم که او خوشبختی ما را می خواهد ، اما نه می دانیم خوشبختی چیست و نه راه رسیدن به آن را می شناسیم. ما کوریم ، و اگر به حال خود باشیم ، راه خطا را انتخاب می کنیم. باید خود را به او بسپاریم.
رها کن و به خدا بسپار.
دعا غلبه بر مخالفت خدا نیست ، بلکه دستیابی به رضایت اوست.
کسی که عاشق خداست ، می تواند باعث طلوع یک ستاره شود.
اگر دست از انتظار برای معجزه باز شدن دریای سرخ برداریم ، خواهیم توانست همه معجزات خارق العاده ای را که خداوند هر روز در اطرافمان ظاهر می کند ببینیم.
همه ادیان راه رسیدن به خدا هستند ، اما خود خدا نیستند.
عشق والاترین هدیه خداوند است.
پرهیز از تجملات ، راهی است به سوی خدا.
با به یاد آوردن خداوند ، درونت به تدریج روشن می شود و به مراتبی از عدم دلبستگی به دنیا خواهی رسید.
دعایی که بیش از همه مورد پذیرش خداوند است ، دعایی است که از دل شاکر برخیزد.
دیر یا زود باید به دنبال خدا بگردی ، چرا حالا نه؟
خداوند انسان را در آبهای عمیق فرو می کند ، نه برای غرق کردنش ، بلکه برای پاک کردنش.
امنیت در غیاب خطر نیست ، بلکه در حضور خداست.
همه آزمون های خداوند هدفمند است ، روزی نور را خواهی دید. او فقط می خواهد که به او اعتماد کنی ، با ایمانت راه برو نه با چشمت.
دعا نکن که خدا طرفدار تو باشد ، دعا کن که تو طرفدار خدا باشی.
بعضی فکر می کنند منصفانه نیست که خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است. بعضی دیگر خدا را ستایش می کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است.
کسی که مهربان نیست ، خدا را نمی شناسد ، زیرا خدا مهر است.
تنهایی سرشار از موهبت است ، زیرا در سکوت درون ، خدا را خواهی یافت.
بگذار خداوند دیگران را به وسیله تو دوست بدارد و تو را به وسیله دیگران.
خدا دعای ما را می فهمد ، حتی وقتی کلمه ای برای گفتنش پیدا نمی کنیم.
ممکن است ما تعطیلات و دعاهای متفاوت داشته باشیم ، اما همگی دقیقا یک خدای واحد داریم. این نشان می دهد که شباهتهای ما بیشتر از تفاوتهایمان است.
خداوند دایره ای است که مرکزش همه جاست و محیطش هیچ کجا نیست.
خداوند هرگز به ما رویایی نمی دهد که توان تحقق بخشیدن به آن را نداشته باشیم.
خداوند به ما دو دست داده است ، یکی برای گرفتن و دیگری برای دادن.
هر چه روح به خدا نزدیکتر باشد ، آشفتگی اش کمتر است. زیرا نزدیکترین نقطه به مرکز دایره ، کمترین تکان را دارد.
هر کجا محبت باشد ، خدا هم هست.
ای کاش خداوند از تو بگیرد ، آنچه را که خدا را از تو می گیرد.
خداوند همیشه به عیادتمان می آید ، اما اکثرا ما خانه نیستیم.
گلی که محبوب خدا باشد ، بدون باران هم رشد می کند.
اگر خدا می خواست که ما افسرده و تیره باشیم ، به زمین رنگ دیگری می زد ، نه آن رنگ سبز زنده را که جامه شادی و لذت است.
تو خانواده خود را انتخاب نمیکنی. آنها هدیه خداوند هستند به تو و تو هدیه خداوندی برای آنها.
چنان زندگی کن که کسانی که تو را می شناسند ، اما خدا را نمی شناسد ، به واسطه آشنایی با تو ، با خدا آشنا شوند.
شما قلبتان را پاک نمی کنید که به سوی خدا بروید. شما به سوی خدا می روید که قلبتان پاک شود.
دعا ، گفتگو با خداست.
خدایا ، به من متانت عطا فرما تا آنچه را نمی توانم تغییر دهم ، بپذیرم. شهامت عطا فرما تا آنچه را می توانم ، تغییر دهم. و عقل عطا کن تا تفاوت میان آن دو را تشخیص دهم.



